کدامین چشمه سمی شد که آب ازآب میترسد
که حتی ذهن ماهیگیرازقلاب میترسد
گرفته دامن شب را غباری آنچنان بر هم
که اشک از چشم،

چشم از پلک و

پلک از خواب میترسد