خدا . . .


به خدا بگو:

زمستانش سرد نیست

جمع کند تکرار فصلهایش را

من در تابستانش هم از بی وفایی دندان به دندان سائیده ام…

::

::
سخت است ؛ خیلی سخت !

وقتی بدانی او کجای زندگی توست ،

اما ندانی تو کجای زندگی او هستی !
::
::

بی وفا باشی شکایت میکنند / با وفا باشی خیانت میکنند

مهربانی گرچه آیین خوشیست / مهربان باشی رهایت میکنند . . .

::

::
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم ،

دیگران یاد عشقشان میفتند و تو هنوز بی خیالی !





حرف نگفته . . .


لب دريا، نسيم و آب و آهنگ،

شكسته ناله هاي موج بر سنگ.

مگر دريا دلي داند كه ما را،

چه توفان ها ست در اين سينه تنگ !

***

تب و تابي ست در موسيقي آب

كجا پنهان شده ست اين روح بي تاب

فرازش، شوق هستي، شور پرواز،

فرودش : غم؛ سكوتش : مرگ ومرداب !

***

سپردم سينه را بر سينه كوه

غريق بهت جنگل هاي انبوه

غروب بيشه زارانم در افكند

به جنگل هاي بي پايان اندوه !

***

چراغي دور، در ساحل شكفته

من و دريا، دو همراز نخفته !

همه شب، گفت دريا قصه با ماه

دريغا حرف من، حرف نگفته !



به سلامتيه . . .


پیکت را بالا بگیر
بزن به سلامتیه آرزوهایی که
هیچگاه لمس نکردی
بزن به سلامتیه عشقی که
طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری
بزن به سلامتیه شبهایی که
تو در تنهایت گریه کردی
و ندونستی چرا!
بزن به سلامتیه دوستانی که
از پشت خنجر زدند
بزن به سلامتیه اون که گفت
دوستت دارم
اما
تا آخرش
نموند.


ساده


درچشمانم تنهایی ام را پنهان می کنم

در دلم دلتنگی ام را

در سکوتم حرفهای ناگفته ام را

درلبخندم غصه هایم را

دل من چه خردسال است ...!!

ساده می نگرد

ساده می خندد

ساده می پوشد

دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است!

ساده می افتد

ساده می شکند...!!




رفاقت

در مسلک ما سوخته دلان ، خنده حرام است


این بخت گهى تلخ و گهى نیز بکام است


گرچه ما اهل شب و مسجد و تسبیح نباشیم


در مذهب ما حق رفاقت به تمام است . . .