خیلی دیر شده . . .
یه روز خودم و دلم عاشق یکی و دلش شدیم
ولی اون خودمو دلمو از خودشو دلش روند،
دیروز با یه دسته گل اومد به دیدنم با یه نگاه مهربون،
نگاهی که سالها ازم دریغش میکرد گریه کرد و گفت
دلش برام تنگ شده
ولی من فقط نگاش کردم چون کاری نمیتونستم بکنم
فقط وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود...!؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۹ ساعت 13:24 توسط ALI.M
|
خداوندا :