کلام خدا به بنده هاش . . .
به نام خداوند توانا ی پاک که او آفرید آدمی را زخاک
یه روز آفریدمت که بشی بنده من
نشدی بنده ولی شدی شرمنده من
یاد گرفتی بگی آب ، زدی چشمات و به خواب
دست به هر کاری زدی ولی هر کار تباه
همه چی بهت دادم هر چی که بود و نبود
این همه لطف منه که فراموش میشه زود
وقت غم داد میزنی کمکم کن ای خدا
مگه میشناسی کیه اون که میزنی صدا
غافل از حال خودت غافل از خشم منی
عمریه با اسم من همه رو گول میزنی
اگه طوفان و سیل اگه می لرزه زمین
می خوام اینجوری بگم به خودت بیا همین
عمریه منتظریم پشت این درهای باز
ولی دنیا واسه تو شده آخرین نیاز
میگی الله میگی یا رب میگی ای خدای رحمت
بخون اما صادقانه نخون اسممو به عادت
اگه سر تا پا گناهی لطف من بازم باهات
پس صدا بزن خدا تو که همیشه تکیه گاهته
واسه من عزیزترینی این و حس کردی به اکرار
هر کجای راهی برگرد ، باز تو را می بخشم این بار
خداوندا :