دوران تحصیل...


از استاد دینی پرسیدم عشق چیست؟
گفت: حرام است .

از استاد هندسه پرسیدم عشق چیست؟
گفت: محوری که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدم عشق چیست؟
گفت: سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدم عشق چیست؟
گفت: همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدم عشق چیست؟
گفت : محبت الهیات است .

از استاد علوم پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها آدم ربایی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدم عشق چیست؟
گفت : عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.


فارغ التحصیل شدم ولی نفهمیدم عشق  چیست...!!!!



قلب . . .


مــــردان هـــم قــــلب دارنــــد . . .

فقط صدایش، یواش تر از صدای قلب یک زن است!

مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!

شاید نـــــدیـــــده باشـــــی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!


هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم، صدایم را کلفت تر میکنم...

تا مبادا، لرزش دســــت هایم را ببینی !!!

مرد که باشی، دوست داری، از نگاه یک زن مــــرد باشی ...

نه بخاطر زورِ بازوها بلکه به خاطـــــر...

تکیه گاه بودنت...

به خاطـــــر مرهم بودنت...

به خاطـــــر امنیت آغوشت...